ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
284
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
هر چه ديدند ربودند . حق دولت و ملت را هم به خود اختصاص دادند . ابراهيم كوفه و ساير بلاد سواد ( عراق ) را گرفت و مسلط شد و در مدائن لشكر زد . عباس بن موسى هادى را امير جانب غربى و اسحاق بن موسى هادى را امير جانب شرقى نمود . در آن هنگام مهدى بن علوان حرورى ( از خوارج ) قيام و خروج كرد و نهر بوق و « رذانين » را گرفت . ابراهيم براى سركوبى او اسحاق بن رشيد را كه معتصم باشد ( خليفه بعد ) فرستاد گروهى از سالاران هم همراه و تحت فرمان او بودند . جنگ رخ داد و يكى از اتباع خارجى نيزه را حواله اسحاق بن رشيد ( معتصم ) كرد . يكى غلام تركى ( ايرانى و فارسى زبان ) از او دفاع كرد او أشناس بود . مهدى ( خارجى ) شكست خورده به طرف « حولايا » گريخت . گفته شد . خروج مهدى در سنه دويست و سه بود . ( اشناس چون كسى را كه به اسحاق بن رشيد معتصم و خليفه بعد از مأمون حمله كرد كشت در همان جا معتصم گفت : اشناس كه فعل امر شناختن است و تا كنون هم در گيلان و ساير شهرهاى ايران بدون باء متداول است كه اشناس بجاى بشناس استعمال مىشود و مقصود غلام ايرانى اين بود كه معتصم او را بشناسد و حق او را ادا كند چنان كه كرد كه بعد از آن اشناس به همان كلمه كه به زبان آورد معروف شد . او يكى از سران سپاه و مانند افشين شده بود كه بعد اشتهار و عظمت يافت و علت عظمت او همان دليرى و همان لفظ اشناس بود كه نام و نشان او گرديد ) . بيان تسلط ابراهيم بر قصر ابن هبيرة در قصر ابن هبيرة حميد بن عبد الحميد از طرف حسن بن سهل حاكم بود . سالاران